دوستت دارم معين جان

معین عزیز دوستت دارم عاشق و بیقرارتم

رویا
نویسنده : Moein T - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٦
 
من از این دنیا چی می خوام دو تا صندلی چوبی

که منو تو رو بشونه واسه گفتن خوبی


من از این دنیا چی می خوام یه وجب زمین خالی

انقدر که یک اطاقک  بشه خونه ی خیالی

من از این دنیا چی می خوام یه جعبه مداد رنگی

بکشم رو تن دنیا به رنگ خوبی وقشنگی

آدمای دست و دلباز  از توی قلک طاقچه

بردارن بذر محبت واسه بارداری با غچه


من از این دنیا چی می خوام دو تا صندلی چوبی

که منو تو رو بشونه واسه گفتن خوبی


من از این دنیا چی می خوام دو تا بال برای پرواز

برم تا روز تولد برسم به فصل آغاز

برم پیش بچه هایی که لقمه نون ندارن

که شب با یه دل سیر چشاشونو رو هم بزارم

بگم که غصه ها سر امد گریه بس که بهتر امد
 
 
 
من از این دنیا چی می خوام دو تا صندلی چوبی

که منو تو رو بشونه واسه گفتن خوبی

 

===============


 
 
دلم گرفت از اسمون
نویسنده : Moein T - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٥
 

امروز دلم خیلی گرفته

از همه کس و همه چیز خسته شدم

امروز مجبور شدم از سه تا دوست خوب خداحافظی کنم

فقط صدای معین هست که بهم تسکین میده پس میرم و صدای استاد رو با تمام وجود گوش میدم

دلم واقعا گرفته حیف که ....

اسم معین هم برام آرامش بخشه

 ============================================

امشب از اون شباست که من دوباره دیونه بشم

تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم

امشب از اون شباس که من دلم می خواد داد بزنم

تو شهر این غریبه ها دردمو فریاد بزنم

دلم گرفت از آسمونهم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقد غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم

من به زمینو آسمون دست رفاقت نمی دم

از این همه دربه دری تو قلب من قیامته

چه فایده داره زندگیاین انتهای طاقته

از این همه دربه دری دلم رسیده جون من

به داد من نمی رسهخدای آسمون من

دلم گرفت از آسمونهم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقد غمهدلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتیتلخه بهت هر چی بگم

من به زمین و آسموندست رفاقت نمی دم