دوستت دارم معين جان

معین عزیز دوستت دارم عاشق و بیقرارتم

ای دريغ
نویسنده : Moein T - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۳٠
 
 

 ترانه محسورکننده ای دریغ از استاد معین این جاودان صدای عشق

اي دريغ از عمر رفته ........ اي دريغ

چون سرابي در کوير ، چون خيالي دلپذير 

 

رفته بودي آمدي ، اما چه دير ، اما چه دير 

 

رفتي و آمد بهار ، بيقرارم بيقرار

 

خاطراتت را فقط از من مگير ، از من مگير

 

 

 

از ميان قاب دودي نگ شيشه

 

مي بريدي از من اما تا هميشه

 

 

 

با همه دريا دلي دل را به درياها زدم

 

پشت پا بر اصل بي بنياد اين دنيا زدم

 

 

 

با هزاران آرزو ، با صد هزار شوق و اميد

 

از پس ديروز و امروز ناگهان فردا رسيد

 

 

 

اي دريغ از عمر رفته ، اي دريغ 

 

قصهء ابريشم و بيداد تيغ

 

 

خاطراتم لحظه لحظه رنج موعودم شده 

 

چشمه وقت تشنگي آب گل آلودم شده 

 

 

 

همچو ماه آسمان از من گريزان ميشوي 

 

مثل شب در ظلمت هر سايه پنهان ميشوي 

 

 

 

چون سرابي در کوير ، چون خيالي دلپذير

 

رفته بودي آمدي ، اما چه دير ، اما چه دير

 

 

 

رفتي و آمد بهار ، بيقرارم بيقرار

 

خاطراتت را فقط از من مگير ، از من مگير

 

 

 

از ميان قاب دودي رنگ شيشه

 

مي بريدي از من اما تا هميشه

 

 

 

با همه دريا دلي دل را به درياها زدم

 

پشت پا بر اصل بي بنياد اين دنيا زدم

 

 

 

با هزاران آرزو ، با صد هزار شوق و اميد

 

از پس ديروز و امروز ناگهان فردا رسي

 

 

 

اي دريغ از عمر رفته ، اي دريغ

 

قصهء ابريشم و بيداد تيغ

 

 

 

اي دريغ از عمر رفته ، اي دريغ

 

قصهء ابريشم و بيداد تيغ


 
 
متن ترانه ملاقات
نویسنده : Moein T - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢٩
 

سلام به دوستان خودم

Molaghat

این هم از متن ترانه بسیار زیبای ملاقات

قسم به عشقمون قسم    همش برات دلواپسم

 

قرار نبود اينجوري شه  يهو بشي همه كسم 

 

 

 

راستي چي شد چه جوري شد اينجوري عاشقت شدم 

 

شايد مي گم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم 

 

 

 

به ملاقات آمدم ببين كه دلسپرده داري

 

چگونه عمري از احساس عشق شدي فراري 

 

 

 

نگاهم كن دلم را عاشقانه هديه كردم 

 

تو دريا باش و من جويبار عشق و در توجاري 

 

 

 

من از پروانه بودن ها  من از ديوانه بودن ها 

 

من از بازي يك شعله ي سوزنده

 

 

 

كه آتش زده بر دامان پروانه نمي ترسم 

 

من از هيچ بودن ها از عشق نداشتن ها 

 

 

 

از بي كسي و خلوت انسان ها مي ترسم 

 

 

 

 

 

راستي چي شد چه جوري شد اينجوري عاشقت شدم

 

شايد مي گم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم

 

 

 

من از عمر رفاقت ها من از لطف صداقت ها 

 

من از بازي نور در سينه بي قلب ظلمت ها نمي ترسم

 

 

 

من از حرف جدايي ها مرگ آشنايي ها

 

من از ميلاد تلخ بي وفايي ها مي ترسم

 

 

 

راستي چي شد چه جوري شد اينجوري عاشقت شدم

 

شايد مي گم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم 

 

 

 


 
 
تو مگه قلب مني
نویسنده : Moein T - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۸
 

سلام

بالاخره بعد از آن غروب ناتمام خورشید طلوع کرد

اما این طلوع با گذشته خیلی فرق داره

راستي اگه يار نبود چي ميشد .....؟

معین بعد از سختی ها و فشار های روحی توانست با انتشار طلوع دوباره قلبها رو تسخیر کنه

در این آلبوم ۱۱ ترانه وجود داره که به نظر من اوج هنرنمائی استادمعین و دیگر اساتید موسیقی در آن نمایان است

فهرست ترانه ها و آهنگسازان این اثر ارزشمند بدین ترتیب است: 

نام ترانه

آهنگ

تنظيم

ترانه سرا

ملاقات

ژاکلين

کاظم عالمي 

ژاکلين

خوشبيني

بابک رادمنش

بابک رادمنش

بابک ردامنش

جدائي

مرحوم بابک بيات

فرد ميرزا

بابک صحرائي

اي عشق

بابک رادمنش

بابک رادمنش

بابک ردامنش

وقتي تو با من نيستي

مرحوم بابک بيات

بامداد بيات

اهورا

به تو گفتم نگفتم

صادق نوجوکي

صادق نجوکي

زويا زکاريان

تو مگه قلب مني

بابک رادمنش

آرا

بابک رادمنش

طلوع

بابک زرين

بابک زرين

ترانه مکرم

بت پرست

ناصرتبريزي

فردميرزا

بامداد جويباري

شراب

فضل الله توکل

آرا

فضل الله توکل

اي دريغ

فضل الله توکل

پيام

فضل الله توکل


متن ترانه جدائی:

از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر برگ 

گريه كردم و نوشتم نازنينم يا تو يا مرگ 

به تو گفتم باورم كن ميون اين همه ديوار 

تو با خنده اي نوشتي هم قفس خدانگهدار 

بنويس مهلت موندن يه نفس بود 

سهم من از همه دنيا يه قفس بود 

بنويس که خيلي وقته واسه تو گريه نکردم 

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم 

من که تو بن بست غربت زخمي از آوار پاييز 

فکر چشماي تو بودم  با دلي از گريه لبريز 

شب عاشقونه ي من چه حروم شد 

مهلت بودن با تو چه تموم شد 

ندونستم بايد از تو مي گذشتم 

وقتي از غربت چشمات مي نوشتم 

بنويس مهلت موندن يه نفس بود 

سهم من از همه دنيا يه قفس بود 

بنويس که خيلي وقته واسه تو گريه نکردم 

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم 

امیدوارم با شما هم با شنیدن مانند من لذت ببرید

موفق و سلامت باشید