دوستت دارم معين جان

معین عزیز دوستت دارم عاشق و بیقرارتم

به تو می اندیشم
نویسنده : Moein T - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٦
 

این شعر زیبا را فریدون مشیری سروده است

شعری است که انسان را به تفکر می اندازد و بسیار عرفانی میباشد
من کمتر شعری را دیده و شنیده ام که به این صورت تاثیرگذار بوده باشد
هر بارکه این ترانه را گوش میکنم ، ازخود بیخود میشوم و همراه شعر پرواز میکنم

این شعر را هنرمندان زیادی اجرا کرده اند مانند: مرضیه، نادر گلچین، معین و علیرضا قربان
اما تحریر استادانه معین کجا و دیگران کجا

همه می پرسند

چیست در زمزمه ی مبهم آب؟

چیست در همهمه ی دلکش برگ؟

چیست در بازی آن ابر سپید

روی این آبی آرام بلند

که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوتر ها؟

چیست در کوشش بی حاصل موج؟

چیست در خنده ی جام؟

که تو چندین ساعت

مات و مبهوت به آن می نگری

نه به ابر

نه به آب

نه به برگ

نه به این آبی آرام بلند

نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام

نه به این خلوت خاموش کبوتر ها

من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاینده هستی را، در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را می شنوم، می بینم

من به این جمله می اندیشم

به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی

تک و تنها به تو می اندیشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را

تنها تو بدان

تو بیا

تو بمان با من تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب

من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند

اینک این من که به پای تو در افتادم باز

ریسمانی کن از آن موی دراز

تو بگیر

تو ببند

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ی ابر هوا را تو بخوان

تو بمان با من، تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من، همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی ست
آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش

با آرزوی سلامتی و موفقیت برای معین و معین دوستان