ای دريغ

 

 ترانه محسورکننده ای دریغ از استاد معین این جاودان صدای عشق

اي دريغ از عمر رفته ........ اي دريغ

چون سرابي در کوير ، چون خيالي دلپذير 

 

رفته بودي آمدي ، اما چه دير ، اما چه دير 

 

رفتي و آمد بهار ، بيقرارم بيقرار

 

خاطراتت را فقط از من مگير ، از من مگير

 

 

 

از ميان قاب دودي نگ شيشه

 

مي بريدي از من اما تا هميشه

 

 

 

با همه دريا دلي دل را به درياها زدم

 

پشت پا بر اصل بي بنياد اين دنيا زدم

 

 

 

با هزاران آرزو ، با صد هزار شوق و اميد

 

از پس ديروز و امروز ناگهان فردا رسيد

 

 

 

اي دريغ از عمر رفته ، اي دريغ 

 

قصهء ابريشم و بيداد تيغ

 

 

خاطراتم لحظه لحظه رنج موعودم شده 

 

چشمه وقت تشنگي آب گل آلودم شده 

 

 

 

همچو ماه آسمان از من گريزان ميشوي 

 

مثل شب در ظلمت هر سايه پنهان ميشوي 

 

 

 

چون سرابي در کوير ، چون خيالي دلپذير

 

رفته بودي آمدي ، اما چه دير ، اما چه دير

 

 

 

رفتي و آمد بهار ، بيقرارم بيقرار

 

خاطراتت را فقط از من مگير ، از من مگير

 

/ 2 نظر / 155 بازدید
زیبا

سلام عزیز. میای واسه هم لینک بذاریم؟

رضا

سلام واقعا این ترانه از ترانه های تکرار نشدنیه. منتظر پست های جدیدت هستم